سه شنبه ۵ بهمن ۱۳۹۵,Jan 24 2017
عضویت در خبرنامه

پاسخ شاعر ارسنجانی به ناصر فیض!

۲۵ تير ۱۳۹۳ - ۸:۵۲:۱۳ کد مطلب: 526

ناصر تو شیوه ی سخنت را عوض نکن...

ناصر فیض از شاعران کشورمان است که این روزها به عنوان یکی از داوران برنامه "قند پهلو" شناخته می شود که قبلاً یکی از از اشعار این شاعر طنز پرداز را در قسمت خواندنی ها به مخاطبان عزیز ارائه داده بودیم:

باید که شیوه‌ی سخنم را عوض کنم

شد، شد، اگر نشد، دهنم را عوض کنم

 

گاهی برای خواندن یک شعر لازم است

روزی سه بار انجمنم را عوض کنم

 

از هر سه انجمن که در آن شعر خوانده‌ام

آنگه مسیر آمدنم را عوض کنم

 

در راه اگر به خانه‌ی یک دوست سر زدم

این‌بار شکل در زدنم را عوض کنم

 

وقتی چمن رسیده به اینجای شعر من

وقت است قیچی چمنم را عوض کنم

 

باید پس از شکستن یک شاخ دیگرش

جای دو شاخِ کرگدنم را عوض کنم

 

وقتی چراغ مه شکنم را شکسته‌اند

باید چراغ مه‌شکنم را عوض کنم

 

عمری به راهِ نوبت ماشین نشسته‌ام

امروز می‌روم لگنم را عوض کنم

 

با من برادرانِ زنم خو ب نیستند

باید برادرانِ زنم را عوض کنم!

 

دارد قطار عمر کجا می‌برد مرا؟

یارب! عنایتی! تِرَنم را عوض کنم

 

ور نه ز هول مرگ زمانی هزار بار

مجبور می‌شوم کفنم را عوض کنم

 

«دستی به جام باده و دستی به زلف یار»

پس من چگونه پیرهنم را عوض کنم؟

آقای جعفر زارع (خوشدل) از شاعران شهرستان ما و از مخاطبان "ارسن نیوز" پاسخی را به این شعر ناصر فیض سروده و برای ما ارسال نموده اند که خواندنش خالی از لطف نیست:

 

پاسخ به جناب ناصر فیض:

ناصر تو شیوه ی سخنت را عوض نکن
سنجیده  گفته ای دهنت را عوض نکن

در رادیو بخوان همه اشعار خویش را
روزی سه بار انجمنت را عوض نکن

برگرد از همان ره هرروزبا شتاب
هرگز مسیر آمدنت را عوض نکن

درراه اگر به خانه ی یک دوست سرزدی
امروز شکل درزدنت را عوض نکن

وقتی چمن رسیده به  اینجای  شعر تو
آن تیغ قیچی چمنت را عوض نکن

وقتی شکسته شاخ کرگدنت، بچگی نکن
اکنون دوشاخ کرگدنت را عوض نکن

جداً ببین چراغ مه شکنت  را  شکسته اند؟
بی خود چراغ مه شکنت را عوض نکن

گرچه به راه نوبت ماشین نشسته ای
قدری درنگ کن لگنت را عوض نکن

شاید که دیو مست برادر زنت شود
حالا برادران زنت را عوض نکن

دارد قطار عمر ترا می برد بهشت
این بهتر است !نه، ترنت را عوض نکن

از چه زهول مرگ زمانی هزار بار
رنجور می شوی؟ کفنت را عوض نکن

« دستی به جام باده ودستی به جام یار»
"خوشدل" بمان و پیرهنت را عوض نکن...

 

مطالب مرتبط:

باید برادرانِ زنم را عوض کنم!

 

 

انتهای پیام/224224

 

 

 

 









ناشناس
۱۳۹۳/۴/۲۵ ۱۰:۴۰

آخه چرا شعرمردم رااینطورخراب می کنید

پاسخ به این نظر
پا به اندازه گليم
۱۳۹۳/۴/۲۵ ۱۷:۱۳

جعفر تو خوشدل نه اى بل دلت خوشه. بايد كه شعر و شغل و دلت را عوض كنى


خوشدل
۱۳۹۳/۴/۲۵ ۱۸:۴۰

دوست ناشناس محترم شما بفرمایید پس چگونه شعر مردم رو خراب کنیم ؟کاش می نوشتید کجاش خیلی خرابه ؟مشکلش چیه؟...


هم شهري
۱۳۹۳/۴/۲۵ ۱۴:۰۷

افتضاح بود

پاسخ به این نظر
جعفرزارع خوشدل
۱۳۹۳/۴/۲۶ ۱۲:۱۰

سلام دوست پا به اندازه گلیم بله منِ خوشدل دلم به همشهری های ادیب وادیب پرورم خوشه ...دوست گرامی حواستون هست که وزن مصراع اول این بیت شما به هم ریخته؟خوب حالا چرا ادامه ندادید تا فیض ببریم؟؟ تازه جناب ناصر فیض مگه کیه ؟تنقیضه گویی یک نوع صنعت شعری ست بارها و بارها درمورد شاعران بزرگی چون سعدی وحافظ ومولانا هم اتفاق افتاده ... خیلی جدی نگیرید .ازاینکه نظر دادید متشکر


جعفرزارع خوشدل
۱۳۹۳/۴/۲۶ ۱۲:۳۴

سلام همشهری ... ازاینکه نظرتون رو اینچنین ابراز می کنید نشانه ی عشق وعلاقه تان به هنر وفرهنگ است .


جعفرزارع خوشدل
۱۳۹۳/۴/۲۶ ۱۲:۵۰

دوستان عزیزی که با عناوین همشهری وپابه اندازه گلیم نظردادید ببینید همین ناصر آقای فیض تحت عنوان کارهای مشترک من وحافظ با اشعار عرفانی حافظ چه کار کرده ... کارهای مشترک من و حافظ و ... - به آب روشن مي عارفي طهارت كرد و رفته رفته به اين كار زشت عادت كرد! - برقي از منزل ليلي بدرخشيد سحر ليلي آمد دم در،گفت:بيا برق آمد! - آمد از پرده به مجلس عرقش پاك كنيد تا نگويند حريفان كه چرا خيس آمد! - سالها دل طلب جام جم از ما ميكرد! بي خبر بود كه ما مشترك كيهانيم - مشكل خويش بر پير مغان بردم دوش گفت:دنياشده از مشكل پر،اين هم روش! - ما در پياله عكس رخ يار ديده ايم اما نه فرت و فرت!كه يكبار ديده ايم! - تو را ز كنگره ي عرش ميزنند سفير! چرا به كنگره ي شعر ميروي شاعر؟! - گر شدم رفتگر بهانه مگير خاك راه تو رفتنم هوس است! - در آستين مرقع پياله كن پنهان كه چوب و غيره در آن ناگهان فرو نكنند - اگر آن ترك شيرازي به دست آرد دل ما را به دستش مي دهم كاري كه بار آخرش باشد! - پيرهن چاك و غزلخوان و صراحي در دست آنقدر عربده زد آبروي ما را برد! - وفا مجوي ز دشمن كه پرتوي ندهد چراغ موشي دشمن كنار ليزر دوست - چه خوش صيد دلم كردي بنازم چشم مستت را ولي از روي پايم خواهشاً بردار دستت را! - من،شعر فقط گفته ام از باده و افسوس! گل در بر و مي در كف ديويد بكام است - من بيچاره هم از اهل سلامت بودم بس كه رفتم به چكاپ اين همه بيمار شدم - بازار شوق گرم شد آن سرو قد كجاست؟ تا زير سايه اش بنشينم خنك شوم - داشتم دلقي و صد عيب مرا مي پوشيد كيست دلقي بدهد باز به اقساط مرا؟! - فكر كن نان بشود باز يكي شش تومان ما بدان مقصد عالي نتوانيم رسيد! - صوفيان وا ستدند از گرو مي همه رخت بنده از شرم شدم پشت درختي پنهان! در راستاي خود کفايي! سروده شد!: - سحرم دولت بيدار به بالين آمد گفت بر خيز كه معشوق تو از چين آمد! - عجيب واقعه اي و غريب حادثه اي كه برق خانه ي بنده نرفته باز آمد! - غلام همت آنم كه زير چرخ كبود اگر چه له شود اما شكايتي نكند! - عاشقان را بر سر خود حكم نيست ور نه فكر چتر در باران كنند! مي شود آخر گراني ريشه كن دلبران گر ناز را ارزان كنند - كلنگ توسعه بوسيد تربت قم را كسي مقيم حريم حرم نخواهد ماند!


جعفرزارع خوشدل
۱۳۹۳/۵/۵ ۹:۰۶

کسی که با کلمه "هم شهری"نظردادی معلومه که نه تنها هم شهری نیستی بلکه این جمله ای رو که نوشتی زیبنده خودته مشخصه که بیش ازاین و بهتر ازاین بِهِت یاد ندادن آخه تربیت خانوادگی در تکوین شخصیت افراد و صحبت هایی که ادا می کنند خیلی نقش داره ...یه کم برگرد به عقب ببین این کلمات رو از کی یاد گرفتی ...


همشهری
۱۳۹۳/۴/۲۵ ۱۴:۵۸

آخه این شعر بود یا.... واقعا شما اسم این بیهوده گویی رو میذارید شعر .... چقد خوبه که ما اشعارمان را پخته و ناب بسرایم تا شعر آقای ناصر فیض رو اینگونه خراب نکنیم....مطمعنا بیچاره ناصر حتما اعصابش به هم ریخته...در هر حال از مسئول سایت هم متشکریم که متوجه مان می کنند چه شاعران خوشدل و....داریم.

پاسخ به این نظر
جعفرزارع خوشدل
۱۳۹۳/۴/۲۶ ۱۱:۵۸

سلام همشهری تشکر ازحمایتتون ...


جعفرزارع خوشدل
۱۳۹۳/۴/۲۹ ۱۲:۴۳

همشهری جان ،شعر خوب شعریست که بتونه نظریات مخالف روهم جذب کنه ...


ارسنجونی
۱۳۹۳/۴/۲۶ ۹:۰۳

واقعا برای همه شما نظردهندگان متاسفم بیخود نیست میگن ارسنجونیها خود بد هستند آخه بهتر از ای دیگه میشه شعر به این زیبایی واقعا آفرین به هنرمند عزیز شهرمان جناب خوشدل من به عنوان همشهری به وجود شما مفتخرم و امیدوارم روز بروز بر پیشرفت شما افزوده شود .

پاسخ به این نظر
جعفرزارع خوشدل
۱۳۹۳/۴/۲۶ ۱۱:۵۶

سلام عزیز ارسنجونی تشکر...


ناشناس
۱۳۹۳/۴/۲۶ ۱۱:۳۰

خسته نباشي با اين همه ذوق!!!

پاسخ به این نظر
جعفرزارع خوشدل
۱۳۹۳/۴/۲۶ ۱۱:۵۹

تشکر سرافراز باشید


امین
۱۳۹۳/۴/۲۸ ۴:۵۲

سردبیر محترم واقعا متاسفم که بین مطالب که درج میکنی اینقدر اختلاف سطح وجود داره آخه این چه مطلبیه گذاشتی. احتمالا این دلخوش عزیز 4 روز دیگه میگه باید تو کتابای مدارس شعرای من درج بشه و بجای شعرای حافظ و سعدی شعرای منو حفظ کنن

پاسخ به این نظر
جعفرزارع خوشدل
۱۳۹۳/۴/۲۹ ۱۰:۳۷

آقای امین حالا چرا اینقدر عصبانی هستید کاش تو یا یکی از دوستای تو شعری می گفت که همه جا ومخصوصا تو کتابهای درسی چاپ می شد .آخه اگر شعر یک ارسنجونی تو کتابهای درسی چاپ بشه باعث افتخار برا همه ارسنجونه...همینه که تا حالا ارسنجون نتونسته به اون چیزی که می خواد دست پیدا کنه . اسم خوبی داری ان شاالله که مثل اسمت امین هم باشی...


امین
۱۳۹۳/۴/۳۰ ۱۹:۴۴

دلخوش از آنیم که حج میریم غافل از آنیم که کج میریم


ARSANJANI
۱۳۹۳/۴/۳۱ ۱۹:۱۰

ارسن نیوزهای عزیز با سلام : اینقدر آبروی خود را به پای جعفر زارع نریزید این بابا نه ارسنجونی هست نه شاعر اگر حرف من را قبول ندارید سری به پرونده های دادگاه ارسنجان بزنید و از دادگاه استعلام بگیرید . روزی متوجه میشوید که دیگر دیر شده است مخاطبان واقعی خود را از دست ندهید . شاعر متعهد در ارسنجان زیاد است به بی راهه نروید. سربلند باشید

پاسخ به این نظر
جعفرزارع خوشدل
۱۳۹۳/۵/۱ ۱۲:۰۴

arsanganiخیلی خوبه کاش سر می زدند تا مشخص بشه که اینجانب اگر شاعرم یک مبارز هم هستم مبارز بر علیه زیاده خواهی ،نیرنگ ،دروغ و تضییع حق . حرف نمی زنم عمل هم می کنم.پرونده ها هم الحمدو لله در دادگاه پس از 16 سال به پیروزی بنده ختم شد آحکام صادره هم موجوده ...شمایی که مغرضانه حرف می زنی و خدا رو در نظر نمی گیری چرا حتی جرات اینکه خودت رو معرفی کنی نداری ؟ تازه قانونمداری وتبعیت اینجانب از قانون برای همه مخصوصا دادکستری مسجله ؟شاید شما همونهایی هستی که طرف مقابل بنده دردادگاه محکوم قطعی شدی؟ اگه راست می گی خودت رو معرفی کن...ضمنا محض اطلاع مدیر محترم سایت وعموم مردم اینجانب جهت رفع ابهام وابهام زرایی در سال 1389"منظومه کریم آباد ارسنجان" رو نوشتم که به طور مستند موضوعات مربوط به ملک و دادگستری رو تشریح نموده ... به ایشون توصیه می کنم یک نسخه از اون رو بگیره بخونه تا براش مشخص بشه که بنده نیازی به معرفی ندارم .


.
۱۳۹۳/۵/۴ ۱۰:۰۳

آقای زارع این نقیضه گویی نبود لااقل کمی مطالعه می کردی وبعد دست به چنین کاری می زدی...شما فقط عوض کنم را کرده اید عوض نکن! بدون اضافه کردن هیچ محتوا و معنی و توضیحی به شعر ! چقدر مسخره بود ...حتی ادمایی که از شعر چیزی حالیشون نمیشه هم از خوندن اون تعجب میکنند و از خودشون می پرسند یعنی به این راحتی میشه شاعر شد!؟ تو را به خدا ابروی شاعرا رو نبر

پاسخ به این نظر
جعفرزارع خوشدل
۱۳۹۳/۵/۴ ۱۸:۴۱

دوست گرامی اتفاقا مصداق واقعی نقیضه گویی همین گونه است .ضمن اینکه به جز قافیه خیلی از کلمات دیگر نیز تغییر کرده است شما می توانید در بیت بیت این نقیضه گویی مشاهده فرمایید.از طرفی اگر دقیقا شعرخوانی جناب فیض را درحضور رهبر امعظم انقلاب دیده باشید .وقتی شعرخوانی آقای فیض تمام می شود حضرت آقا با تبسمی گیرا به ایشان فرمودند :"شما شیوه سخنت را عوض نکن "بنده دراین نقیضه گویی خواسته ام به نوعی با این ادیب فرزانه (رهبر معظم انقلاب)همراهی کرده باشم.از اینکه نظر دادید ممنون


ikvn,s
۱۳۹۳/۵/۴ ۱۲:۲۰

دورود بر شاعر خوش ذوق شهرمان و همشهریان گرانقدر : دوستان! چرا این قدر حسادت می کنید؟ این شاعر خوب و دوست داشنی شهرمان با صرف مقدار زیادی انرژی، ذوق و وقت این شعر را سروده اند؛ چرا اذیتش می کنید؟ بیایید با تشویق و کمک به یکدیگر به پیشرفت ارسنجان کمک کنیم.

پاسخ به این نظر
جعفرزارع خوشدل
۱۳۹۳/۵/۴ ۱۸:۵۵

دوست بزرگواری که بانام مستعارikvnsاظهار نظر فرمودید تشکر ،به نظر حقیر اینهایی که در حوزه ی فرهنگ وادبیات درصدد تخریب دیگران هستند آنهم ناشناس ،به درستی فرهنگ اصیل ارسنجان را نمی شناسند شاید هم فرهنگی وفرهنگ دوست نباشن.من که از اظهاراتشون ناراحت نشدم چون از این صحنه ها زیاد دیده ام نه برای خودم بلکه برای دیگر عزیزانی که بدون هیچ چشم داشتی دست به قلم زده اند ومتعهدانه کار می کنند .خیلی بده چون این عزیزان تا می خوان در این حوزه ها ابراز وجود کنند متاسفانه گرفتار همین چیزهایی که شما فرمودید می شوند .ای کاش اونهایی که وقتشون رو صرف تخریب دیگران می کنند به خود آیند وبه جای این کارها حداقل ابتدا خوبیهای کار رو هم بیان کنند تا مایه دلگرمی جوانان ودیگر افراد مبتدی بشوند.به هر حال شهرستان ما قبل از همه چیز به دوستی برادری واتحاد نیازداره ...به اندازه کافی حتی خیلی بیشتر تخریب صورت گرفته باید همدیگر رو تایید کنیم .اگه نقصی هم مشاهده می کنیم دوستانه وبرادرانه به هم تذکر بدیم تا به درجاتی از کمال وتعالی که زیبنده ارسنجان هست برسیم ...ان شاالله


نا شناس دور
۱۳۹۳/۵/۴ ۲۰:۴۳

سلام خسته نباشید.....خیلی قشنگه.اون کسانی که به این شعر گیر میدن زورشون میاد...

پاسخ به این نظر
جعفرزارع خوشدل
۱۳۹۳/۵/۵ ۹:۰۰

سلام . عزیز ناشناس دور تشکر از اظهار نظر قشنگتون .سرفراز ومانا باشید.


ناشناس
۱۳۹۳/۵/۵ ۱۲:۴۶

جناب آقای خوشدل باسلام: همین که دلت خوشه خوبه کاری به حرف این واون نداشته باش

پاسخ به این نظر
جعفرزارع خوشدل
۱۳۹۳/۵/۵ ۱۹:۱۶

دوست ناشناس ازاینکه خوشدلی ودلخوشی رو هم معنی ومترادف می دونی برات متاسفم ...تاببینم آینده چی می شی


بازرس
۱۳۹۳/۵/۷ ۱۴:۰۱

سلام با آرزوي موفقيت براي تمامي هنرمندان همشهري. در اينجا جا دارد ابراز تاسف كنم از اين رويه ارسن نيوز كه به نوعي درگير باند بازي و تضعيف شهر ارسنجان است. نظرات مخالفي كه در مورد يك هنرمند ارزشمند است را هرچه كه باشد اجازه انتشارش را دارد اما در مورد يك مسول ادارى اجازه چنين كاري را ندارد. لطفا اين متن را انتشار دهيد و پاسخ خود را مرقوم فرماييد.

پاسخ به این نظر
جعفرزارع خوشدل
۱۳۹۳/۵/۸ ۱۲:۳۴

جناب بازرس شاید بنده های خدا یه جورایی از اداری ها حساب می برن یاشاید اون کسی که مد نظر شماست تافته ی جدا بافته هست! بااین فرمایش شما یادم اومد به یک بیت از شعر بانوی شعر ایران مرحومه پروین اعتصامی ایشان می فرمایند: "دزد ره بستند و دزد دین رهید شحنه ما را دید و قاضی را ندید می ربایند چیره دستان هرچه هست می بُرند آنگه زدزد کاه دست...


سردبیر
۱۳۹۳/۵/۸ ۱۳:۰۵

با سلام. خوب است در همه حال انصاف را رعایت کنیم. اگر در مطالب مختلف سایت دقت کنید، خواهید دید که نظرات انتقادی و بعضاً تندی خطاب به اشخاصی همچون: روسای جمهور فعلی و سابق، امام جمعه، نماینده مجلس، فرماندار، شهردار و اعضای شورای شهر، سپاه پاسداران و... درج شده است. لذا بهتر است به جای طرح ادعایی بی اساس، آستانه تحمل را در خود بالاببریم. با تشکر.


جعفرزارع خوشدل
۱۳۹۳/۵/۹ ۱۱:۵۱

عرایض بنده این قدر جدی نبود به دل نگیرید اونی که مهمه اینه که اهالی ارسن نیوز کارهای فرهنگی خوبی رو انجام می دن ودراطلاع رسانی هم امانت رو رعایت می کنن خدائیش تدوین چنین برنامه هایی هم سخته هم طاقت فرسا مهمتر اینکه خیلی برای ارسنجان ارزش داره که همه ما باید قدردان باشیم .من واقعا نمی دونم این آقای بازرس کیه ولی اینجا که نوشته نظرات مخالف برای هنرمندان رو انتشار دادید ولی از روسای ادارات ونقایصشون نگفتید تاحدودی درست گفته مثلا همین تودیع ومعارفه ها همین انتصاب ها و...، حق بدید که خیلی از تقاضاهای به حق مردم رو بنا به مصالحی انتشار ندادید.به نظر می رسه آقایان مسئول این روزها بیشتر دنبال بیان تعریف وتمجیدهای طرفدارانشون از خودشون هستن تارفع مشکل این مردم ...ببینید موضوع بیمارستان رو به کجاها رسوندن!نمونه های دیگه اش هم هست .اگر ارسن نیوزیهای بزرگوار دراین خصوص بدون درج نقطه چین یا حروف اختصاری جای نام افراد ،حرف دل مردم رو منعکس کنند آقایان مسئول بهتر تحت تاثیر قرار می گیرند.حالا اگه خدمتتون برسم شفاها بهتر می تونم موارد رو خدمتتون ارائه بدم .سرفرازو پیروز باشید.


ناشناس دورتر
۱۳۹۳/۵/۱۱ ۱۸:۴۰

بخدا شعرت خیلی بد بود تو رو خدا یه کم فکر کن متاسفانه یک عده بادمجون دور قاب چین و گاهی از روی عمد وگاهی از روی نفهمی تشویقت می کنند که بیشتر ضایعت کنند حواست به این دوستای نادان باشه

پاسخ به این نظر
جعفرزارع خوشدل
۱۳۹۳/۵/۱۲ ۱۸:۲۶

[جناب ناشناس دورتر باید بهتون بگم با مرورتر: چشم حسودا کورتر ،اذهان آدمای منصف پرنورتر،ارسنجان ما باشعورتر ،همیشه با افتخار ومغرورتر، اشعارشان جورتر،خوشدلشان مسرورتر...ان شاالله


نا شناس
۱۳۹۳/۵/۱۲ ۸:۳۲

متاسفانه بعضی ها به خاطر حسادت اینگونه شعر شاعر عزیز ما ن را بد جلو ه می دهند مثلا شخصی به نام امین صد درصد یک دشمنی با شاعر عزیزمان دارد یا خود شاعر هست و سرخورده که اینگونه نظر می گذارد به نظر من شعر بسیار زیبایی جناب خوشدل سرودند و ما از سردبیر محترم خیلی مشتکریم که چنین شعر زیبایی را درج نمودند و برای تمام دوستانی که احتمالا ممکن است جزو شاعرها باشند و به خاطر حسادت چنین نظراتی می گذارند بسیار متاسقم

پاسخ به این نظر
جعفرزارع خوشدل
۱۳۹۳/۵/۱۲ ۱۹:۲۵

تو هستی آشنا هر چند اینجا /نوشتی یک عزیز ناشناسی / خداحفظت کند در سایه ی خویش/تو یک انسان نیک و خوش حواسی نه اینکه شعر مارا خوب خواندی/برای اینکه در راه قیاسی/ شما را می ستاید شعر وفرهنگ/تو همراه مراعات و جناسی*/ حسودان را حسد آخر بسوزد/نمی بینند زین آتش خلاصی/ نه شاعر بلکه خصم شعر هستند/بپوشیدند خود را یک لباسی/ به ظاهر مدعی اما تهی مغز /نه درسی خوانده نه رفته کلاسی/ اگر می گفت نامش را که کی هست/خودش را هجو می کردم اساسی/ خلاصه مرحبا بر طینت تو/بگیر با ما تو از اکنون تماسی/ من از ارسن نیوز دارم تقاضا/که سایتی هست فرهنگی ،سیاسی/ شناسایی کند اخلالگر ها/شود یک سایت دینی وحماسی/ تشکر لایق ارسن نیوز است /که بُــرّد هرزه ها را مثل داسی/ منم خوشدل زالطاف خداوند/نکردم نعمتش را ناسپاسی/ ادیبان قدر شعرم رابدانند/نه بی فرهنگ های آس وپاسی*/ * مراعات وجُناس:هرکدام نام یک آرایه ادبی است *آس پاس:ازدارایی تهی،هیچ در بساط نداشتن


ناشناس
۱۳۹۳/۵/۲۵ ۹:۳۲

جناب آقای خوشدل: شمابه عنوان یک شاعربومی بایدسعه صدرداشته باشید وازاینکه مخاطبان زیادی شعرت را خوانده اندخوشحال باشی خلاصه آستانه تحمل یک شاعربایدبیشترازاین باشد من خودم شعرهایت رارصدمی کنم وخیلی هم جالب است ولی بااین شعری که سرودی وازاینکه برخی را هرزه وآس وپاس خطاب کردی متاسف شدم خلاصه خیلی باشعرت توهین کردی چراکه بایدیک فرقی بین شما وآقای ناشناس دورترباشه .واقعا ازشمابعیده جنین کلماتی را بکاربردید دیگران قبلا شبیه این کلمات را بکاربردن وازچشم مردم افتادن خواهشا مردمی باش

پاسخ به این نظر
محسن
۱۳۹۳/۵/۲۷ ۱۲:۴۸

سلام منم با نظرناشناس موافقم شما قبل ازاینکه مشهورباشید بایدمحبوب باشیدازدل نرود هرآنکه از دیده برفت نبایدباچنین لحنی شعرمی سرودیدالبته این نظرشخصی منه

پاسخ به این نظر
جعفرزارع خوشدل
۱۳۹۳/۶/۱ ۱۷:۳۹

دوستت دارم آقا محسن ............... کارت درسته ..........دیگه ایرادی نبود ؟حالا دیگه این شد ایراد !!!!!!!!!!آخه این بنده خدا ،ناشناس دست بردار نیست از هردری وارد می شه که .........................................ماهم بارها گفتیم مخلص همه ایم مخصوصا همین ناشناس البته این خیلی با اون ناشناس اولی فرق می کنه ....من نمی دونم چه هیزم تری بهش فروختم .خودم که خبر ندارم...........


ناشناس
۱۳۹۳/۶/۷ ۷:۴۵

خوشدل جون از نظر تو همه دنیا باهات لج هستن بعد هم دلیل نداره به نظر همه نظر بدی شعر گفتی ببین نظر مردم چیه همه که با تو مشکل ندارن تازه خیلی تابلو هست که کامنتای تعریف هم کار خودت هست هرکی انتقاد کرده رو له کردی هرکی تعریف کرده رو کیف کردی لودر بازی بسه دیگه اقای مدیر سایت ابرو سایتت رو نبر با باند بازیات خوشدل جون حالا میاد برا ماهم نظر میزاره که اقا با من مشکل داره من سهراب سپهری هستم اله وکیلی منظومه کریم ابادت چن جلدش فروش کرد ویا بقیه کتابات پوریای ولی با یک بیت شعر ماندگار شد یک بیت بگو ولی شعر بگو(شعر گر دست فتاده ای بگیری مردی)برای نمونه اگه منظومه کریم ابادت رو ببری بیرون احمد اباد کی یک بیتش رو میفهمه شعر باید برای همه باشد(گل خورشید شکفت(ودر ان اتفاقی افتاده باشد ارزش ترجمه به زبانی دیگر را داشته باشد تاماندگار شود (سلاخی میگریست به قناری کوچکی دل باخته بود )شما به جای سرودن یک کتاب که هیچکی هیچی ازش نمیفهمه مردم رو جمع میکردی تو مسجد محلتون براش میخوندی متاسفانه ابیاتی از شما سراغ داریم چون اف افش بفشردمی که ابروی ادبیات ایران رو برده .ویک توصیه که میدونم نمیپذیری وحالا یه چند خطی جوابیه میدی که اهای فلون فلون شده من سعدی زمانم تو مغرضی و.......اگه میخوای شاعر بشی به نقد ها توجه کن وجبهه نگیر میدونم بدت میاد اما تا حالا کوچک ترین رشدی نداشتی فریب کامنت خودت وچارتا دورو بریت رو نخور ولا اقل به استانی شدن فکر کن اقای خوشدل اینجور که ارسن نیوز بزرگت کرده الان باید لآقل تمام شاعرای ایران نه فارس هم نه مرودشت لا اقل بشناسنت میشه یه جمله که در موردت اطزهار نظر باشه بگی رو کتابات کی حاظره مقدمه بنویسه به خدا حس شاعرانگی واین که دلت میخواد شعر بگی قابل تمجید هست تعریف های بعضی دوستان مانع رشدت میشه متاسفانه تا کنون تو تمام کتابات یک بیت شعر ندیدم واگه کسی فاکتور های شعری رو بشناسه با من موافقه(برای نمونه من غزلم یک غزل ابدار تر نشوی این همه میخوانیم)اقای خوش دل یکی از فاکتور های خوب شما تسلط بر عروض است که میتونید از نقطه صفر)که متاسفانه روی ان قرار دارید)به پیشرفت سریع برسید چون به عروض مسلط هستی حضور در کارگاه های شعری براتون سودمند خواهد بود در پایان اگه لحن تندی داشتم ببخش چون من دوست دار پیشرفتت هستم /کم گوی و گزیده گوی چون در کز اندک تو جهان شود پر/


جعفرزارع خوشدل
۱۳۹۳/۶/۸ ۱۳:۱۱

جناب ناشناس آشنا گفته بودم تا خودت رو معرفی نکنی پاسخی نمی دم .اما چون تخریب گری و کینه جو تصمیم گرفتم جواب بدم .وقتی که متن رو تا آخر خواندم دیدم اظهار رو نوشتی "اطزهار"وحاضره رو نوشتی "حاظره" هرچند شاید به علت بی دقتی "ط"را نوشته ای ولی از این هم که بگذریم باز اظهار با "ظ" نوشته می شه نه با "ز"به هرحال این بارهم پاسخی در خور شان شماندادم تا خودتون رو شجاعانه معرفی کنید وقضاوت رو به عهده ی خوانندگان گذاشتم.در مورد فروش کتابها هم بهتون بگم اگه جواب نداده بود واگه فروش نمی رفت واگه طرفداران زیادی نداشت، مطمئن باش که بعدی هاش رو چاپ نمی کردم .ضمنا از اینکه اظهار نظر کرده اید ممنونم. این بارهم یک بیت از حافظ تقدیم همه خوانندگان محترم می نمایم.می فرماید:"وفا کنیم وملامت کشیم وخوش باشیم که در طریقت ما کافریست رنجیدن".......


ناشناس
۱۳۹۳/۶/۸ ۱۸:۳۸

ب نگر تا ببینی که شاعر کیست /شعر تنها عروض وقافیه نیست/این که موزون سخن برانی که/گفته ای بهر شاعری کافیست؟/نه برادر ،عزیز،خوش دل جان/شعر هایت تمام الافیست/نظراتت به مفت می ارزد/بس کن اخر برادرم کافیست

پاسخ به این نظر
ایما
۱۳۹۳/۶/۹ ۹:۳۴

واقعا دوستان در ثبت نظرت باید انصاف و حسن سیره رو رعایت کنند.درمورد نوشته همشهری نکته ای نمی توان گفت زیرا از آن حماقت داد میزند و از جواب های شاعر شعر هم تعجب می کنم.آقای همشهری لطفاً ادب در گفتار رو رعایت کنید

پاسخ به این نظر
احمد
۱۳۹۳/۶/۱۰ ۸:۲۷

جناب خوشدل كارت درسته قبولت داريم

پاسخ به این نظر
م ح ارسنجونی
۱۳۹۳/۶/۱۲ ۱۰:۲۰

سلام ضمن تشکر از همه آنهایی که کامنت گذاشته اند و شاعر گرامی از مسئول محترم ارسن نیوز در خواست عاجزانه دارم این مطلب را جمع کنندچون اولا در کل ایران وجهان خوانده میشود دوما جولانگاه دعوای شخصی شده سوما قرار نیست هرچه نوشتند شما منتشر کنید از آقای خوشدل هم درخواست میکنم شعرهای جالب و ارزشی خود مانند (در مورد انقلاب و شهدا ـ طبیعت شهرستان ـ و...) را بفرستند متشکرم

پاسخ به این نظر
جعفرزارع خوشدل
۱۳۹۳/۷/۶ ۱۷:۲۶

جناب شفیعی بفرمایید این م ح ارسنجونی کیه که همه سمعا وطاعتا تقاضا ش رو پذیرفته اند؟خیلی خوبه که تو شهرستان چنین انسان قدر قدرتی داریم خیلی خوبه...اونوقت ایشون کجاست تااز نزدیک ببینیمش؟

پاسخ به این نظر
اسدالله فهندژ سعدی (بلبل شیرازی)
۱۳۹۳/۹/۹ ۱۲:۳۸

سلام جناب خوشدل کتابتو خوندم عالی بود

پاسخ به این نظر
این هم زیباست
۱۳۹۳/۹/۱۱ ۱۴:۰۱

جعفر زارع برادر جان سلام میفرستم بر تو از مشکان سلام پاشو وهمت نما گر خوشدلی تا گره را بر کنیم از مشکلی دست اندر دست هم کاری کنیم بختگان را گر شود یاری کنیم در کنیم از نای خود از عمق جان ناله و فریادهای بختگان مردم نیریز هم یاری کنند اشک را از چشمشان جاری کنند دست خود در دست ارسنجان کنیم اب کر را باز هم مهمان کنیم گاه وبیگه دستی و پایی زنیم یک تلنگر هم به سقایی زنیم تا که داد تشنگی بختگان پخش گردد درتمام اسمان دولت امید یار ما شود مرحم حال نزار ما شود او دمد امید را در بختگان اورد حقابه اش را ارمغان باز در دریاچه ی ما جان کند مردم این خطه را شادان کند. (صفای مشکانی)

پاسخ به این نظر
mehdi
۱۳۹۴/۱/۴ ۱۷:۴۰

سلام یک شعر زیبا از پروین تقدیمتون میکنم تا از سطحی نگری بیایم بیرون و یه کم عمیق فکر کنیم ای عجب! این راه نه راه خداست زانکه در آن اهرمنی رهنماست قافله بس رفت از این راه، لیک کس نشد آگاه که مقصد کجاست راهروانی که درین معبرند فکرتشان یکسره آز و هواست ای رمه، این دره چراگاه نیست ای بره، این گرگ بسی ناشتاست تا تو ز بیغوله گذر میکنی رهزن طرار تو را در قفاست دیده ببندی و درافتی بچاه این گنه تست، نه حکم قضاست لقمهٔ سالوس کرا سیر کرد چند بر این لقمه تو را اشتهاست نفس، بسی وام گرفت و نداد وام تو چون باز دهد؟ بینواست خانهٔ جان هرچه توانی بساز هرچه توان ساخت درین یک بناست کعبهٔ دل مسکن شیطان مکن پاک کن این خانه که جای خداست پیرو دیوانه شدن ز ابلهی است موعظت دیو شنیدن خطاست تا بودت شمع حقیقت بدست راه تو هرجا که روی روشناست تا تو قفس سازی و شکر خری طوطیک وقت ز دامت رهاست حمله نیارد بتو ثعبان دهر تا چو کلیمی تو و دینت عصاست ای گل نوزاد فسرده مباش زانکه تو را اول نشو و نماست طائر جانرا چه کنی لاشخوار نزد کلاغش چه نشانی؟ هماست کاهلیت خسته و رنجور کرد درد تو دردیست که کارش دواست چاره کن آزردگی آز را تا که بدکان عمل مومیاست روی و ریا را مکن آئین خویش هرچه فساد است ز روی و ریاست شوخ‌تن و جامه چه شوئی همی این دل آلوده به کارت گواست پای تو همواره براه کج است دست تو هر شام و سحر بر دعاست چشم تو بر دفتر تحقیق، لیک گوش تو بر بیهده و ناسزاست بار خود از دوش برافکنده‌ای پشت تو از پشتهٔ شیطان دوتاست نان تو گه سنگ بود گاه خاک تا به تنور تو هوی نانواست ورطه و سیلاب نداری به پیش تا خردت کشتی و جان ناخداست قصر دل‌افروز روان محکم است کلبهٔ تن را چه ثبات و بقاست جان بتو هرچند دهد منعم است تن ز تو هرچند ستاند گداست روغن قندیل تو آبست و بس تیرگی بزم تو بیش از ضیاست منزل غولان ز چه شد منزلت گر ره تو از ره ایشان جداست جهل بلندی نپسندد، چه است عجب سلامت نپذیرد، بلاست آنچه که دوران نخرد یکدلیست آنچه که ایام ندارد وفاست دزد شد این شحنهٔ بی نام و ننگ دزد کی از دزد کند بازخواست نزد تو چون سرد شود؟ آتش است از تو چرا درگذرد؟ اژدهاست وقت گرانمایه و عمر عزیز طعمهٔ سال و مه و صبح و مساست از چه همی کاهدمان روز و شب گر که نه ما گندم و چرخ آسیاست گر که یمی هست، در آخر نمی‌است گر که بنائی است، در آخر هباست ما بره آز و هوی سائلیم مورچه در خانهٔ خود پادشاست خیمه ز دستیم و گه رفتن است غرق شدستیم و زمان شن

پاسخ به این نظر
mehdi
۱۳۹۴/۱/۴ ۱۹:۱۸

معمولا شعرا انسانهای لطیفی هستند و انسانهای لطیف کظم غیظ بالایی دارند . اقای زارع به نظر من لزومی نداره همه انتقادات رو جواب بدی اینجوری احترام و شخصیتت بیشتر حفظ میشه

پاسخ به این نظر
کلانتری.شوراب
۱۳۹۴/۱/۱۰ ۵:۰۹

جعفر بیاکمی درنگ،پهلویم بشین*کژدارو مریض شعر مردم را خراب مکن....

پاسخ به این نظر
ناشناس
۱۳۹۴/۳/۷ ۲۲:۴۸

این آقا یا خانم کلانتری .شوراب ابتدا باید معنای کلماتی که نوشته رو یاد بگیره بعد به خودش جرات چنین کاری روبده...کژدار یعنی چه؟؟؟؟؟؟؟؟آیا منظور از مریض همون بیماره؟؟؟؟؟؟؟؟بدا به حال ارسن نیوز چون فکرکنم ایشون هم صحیح این ضرب المثل رو نمی دونه....

پاسخ به این نظر
نام:                       

پست الکترونیک:  
نظر شما:  
پاسخ شاعر ارسنجانی به ناصر فیض!