سه شنبه ۸ فروردين ۱۳۹۶,Mar 28 2017
عضویت در خبرنامه

مقاله وارده:

پارادوکسی به نام (علاقه به ارسنجان)

۱۷ خرداد ۱۳۹۳ - ۱۲:۱۵:۲۵ کد مطلب: 494

این واژه زیبا و پر مفهوم که در ذیل آن محبت و عشق و همدلی تعبیر و تعریف می شود و می تواندبعد از دین مبین اسلام یگانه راه برای الفت و همزیستی همراه با محبت باشد، گاهی به خاطر عدم تعریف درست از آن به ضد خود تبدیل شده و نه تنها زمینه رشد و بالندگی و اتحاد را فراهم نساخته بلکه باعث عقب گرد و ناکامی های پی در پی نیز شده است که در سلسله بحث های مفصلی ، می توان به آسیب شناسی آن پرداخت

آنچه در این جا ملاحظه می فرمایید مطلبی است که توسط یکی از جوانان شهرستان برای ما ارسال گردیده است. ارسن نیوز آمادگی خود را جهت انتشار یادداشت ها و مقاله های قابل انتشار دیگر مخاطبان عزیز اعلام می دارد با این توضیح که محتوی این آثار، الزاماً بیانگر نظرات، اهداف و مواضع این پایگاه تحلیلی - خبری نمی باشد.

 

 

پارادوکسی به نام (علاقه به ارسنجان)

مقدمه:

علاقه به وطن (پاتریوتیسم)(1)آنقدر شیرین و گواراست که گویا برای ابراز علاقه هیچ حد و مرزی قائل نشده اند.در روایات آمده است که حضرت رسول اکرم صلى الله علیه و آله با شنیدن نام مکه (که وطن ایشان محسوب مى شده) متأثر گردیده و حتى گریه مى کرده اند.(2)امام على علیه السلام اشتیاق به وطن را نشانه کرامت انسان مى داند:( از کرامت مرد آن است که بر ایام گذشته اش گریه کند و به وطنش اشتیاق ورزیده و برادران قدیمى اش را حفظ کند.)(3)

البته باید بین علاقه به وطن (پاتریوتیسم)و ملی گرایی (ناسيوناليسم)(4) فرق فاحشی گذاشت زیرا ملى گرایى یک مکتب و عقیده است که براى دست یابى به اهداف سیاسى، از آن استفاده مى شود؛ در حالى که میهن دوستى تنها یک حس غریزى در انسان ها است که سبب ایجاد دوستى و تفاهم بین افراد یک اجتماع مى شود.البته در برخی موارد هم استفاده نابجا از علاقه به وطن نا خوداگاه به ضد خود تبدیل می شود و نگارنده در این مورد هیچ دفاعی از آن ندارد.

در شهرستان ارسنجان نیز علاقه به وطن در تک تک افراد با شدت و ضعف های مختلف احساس می شود که این امر با توجه به اقلیم و مولفه های فرهنگی و بومی  این منطقه جغرافیایی و انسانی در نوع خود کم نظیر است.این علاقه شاید بروز و ظهور عینی تر آن در بیرون از مرزهای جغرافیایی شهرستان و در ارتباط بین هم ولایتی ها بیشتر به چشم بخورد.

این واژه زیبا و پر مفهوم که در ذیل آن محبت و عشق و همدلی تعبیر و تعریف می شود و می تواندبعد از  دین مبین اسلام یگانه راه برای الفت و همزیستی همراه با محبت باشد، گاهی به خاطر عدم تعریف درست از آن به ضد خود تبدیل شده و نه تنها زمینه رشد و بالندگی و اتحاد را فراهم نساخته بلکه باعث عقب گرد و ناکامی های پی در پی نیز شده است که در سلسله بحث های مفصلی ، می توان به آسیب شناسی آن پرداخت.

 

ابتدا یک سوال جدی در این بین مطرح می شود:

آیا هر عملی صرفا به اسم علاقه به ارسنجان بدون در نظر گرفتن مولفه های اصلی وحدت آفرین و هم افزا ، به ارتقاء شهرستان می انجامد؟

به نظر می رسد قبل از جواب به این سوال مهم ،در این مجال کوتاه به مولفه های واقعی ارسنجان دوستی البته با نگاه ، نگارنده می پردازیم:

 

اتحاد بین مردم لازمه ارسنجان دوستی

به نظر می رسد آنچه که باعث قوام و دوام دوستی ، محبت و پیشرفت در شهرستان می شود اتحاد بین مردم در محلات مختلف شهر و همچنین بین شهر و روستا و همچنین بین روستا ها می باشد.

هر موقع که این امر مهم محقق شده است اتفاقات مهم و اساسی در جهت ارتقاء شهرستان افتاده است که می توان یک نمونه از آن را (شهرستان شدن ارسنجان) نام برد اگر چه مولفه های دیگری هم در این امر دخیل بوده اند که به آن اشاره خواهد شد.نمونه های  موفق  دیگر این اتحاد را می توان در ایام مبارزه با رژیم فاسد پهلوی و در حضور جوانان همه شهرستان در جبهه های جنگ تحمیلی و تقدیم بیش از 160 شهید نام برد.

البته هر جا ناکامی هم وجود داشته از عدم اتحاد بین مردم چه در شهر و چه در روستا ها بوده است .که به نظر می رسد اتحاد و همدلی عنصر اولیه برای حرکت به سمت جلو شهرستان می باشد.

البته در این بین نقش اتحاد و همدلی  مردم ما با  شهرستانهای اطراف مثل شهرستانهای پاسارگاد و مرودشت و نیریز هم مهم است که البته این امر مجال دیگری را می طلبد.

 

وجود روحانیت مبارز و انقلابی در محور حرکت  مردم

اکثر ما معتقدیم که وجود روحانیت اصیل همانند مرحوم آیت الله ثقه الاسلام در عصر حاضر که مورد اجماع همه شهرستان بودند در پیشرفت مادی و معنوی شهرستان امر مهم و غیر قابل انکاری داشته است. و بعد از ایشان محوریت حجت الاسلام احمدی که بیش از 20 سال در شهرستان مسولیت امامت جمعه را بر عهده دارد خود گواه نقش موثر و تاثیر گذار روحانیت مبارز و انقلابی در شهرستان می باشد .البته از نقش موثر روحانیون انقلابی  ارسنجانی دیگر شهرستان نظیر حجت الاسلام اسکندری ، حجت الاسلام جاویدی، حجت الاسلام یار محمودی ،حجت الاسلام  مرحوم موسوی، حجت الاسلام حسینی ،حجت الاسلام کشاورز ، حجت الاسلام نعمت الهی ،حجت الاسلام حقیقت و حجت الاسلام انجوی نژاد و دیگرانی  که در شهر و روستا  هستند و شاید نگارنده در ذهن نداشته باشد نباید غافل شد. هر جا مردم این قشر اصیل  را حمایت کرده اند و آنها را محور حرکت دست جمعی خود قرار دادند قطعا پیروزی و هم دلی  نیز نسیبشان شده است.

البته این نکته را نباید فراموش کرد که بی توجه ای به این قشر به واسطه مسائل حزبی و محلی  یکی از بزرگترین آفات عدم پیشرفت شهرستان در برخی سالها بوده است که این امر به خاطر عدم درک صحیح از جایگاه و خاستگاه روحانیت اصیل در بین کل  مردم شهرستان می باشد.

 

مشارکت نخبگانی موتور محرک علاقه  صحیح به ارسنجان

نخبگان ارسنجان که بحمدلله به برکت تربیت صحیح مردم آگاه و با فرهنگ شهرستان ارسنجان امروز به یک ظرفیت اساسی برای تزریق امید و پیشرفت به مردم مبدل گشته اند می تواند در عرصه های مختلف کمک های شایانی انجام دهد.

 در همین جا یاد زنده یاد حاج  جواد نعمتی نخبه فرهنگی و زنده یاد مرحوم دکتر اسکندری نخبه دانشگاهی و دیگر نخبگانی که در ذهن همه مردم به نیکی یاد می شوند را گرامی می داریم.

به نظر نگارنده حمایت جدی از هر تشکل نخبگانی در جهت کمک به شهرستان یک امر بدیهی و غیر قابل انکار است البته این نافی برخی تجربه های غلط در این راه نمی باشد.

تجربه تشکل های نخبگانی  که با نگاه سالم ظهور کرده و متاسفانه  در عمل به صورت انتزاعی به تعریف صورت مسئله و حل مشکلات در شهرستان پرداخته اند یک امری است که قابل آسیب شناسی است.

برخی تشکل هایی که قرار بود مایه اتحاد و همدلی شوند ولی بعضا در برخی مناسبات اختلاف انگیز نا خود اگاه وارد شدند و از رسالت خود در کمک به مردم ولایت خویش فاصله گرفتند.و شاید بعد از عدم نتیجه گیری در اهداف پاک و خالصانه اولیه باعث سرخوردگی خود و مردم هم شده باشند.

البته این مشکل نه تنها مبتلابه  شهرستان ما بوده در عرصه های مختلف کلان کشور نیز  جمع های نخبگانی به علت سیاست زدگی دارای بک سابقه روشن و امید آفرین نمی باشند.

نگارنده که خود ارادت بسیار زیادی به تک تک نخبگان داخل و خارج شهرستان دارد ( این امر می تواند شواهد روشنی هم داشته باشد) معتقد است بدون توجه محوری به حفظ اتحاد و همدلی بین مردم پیچیدن نسخه های حمایتی دیگر نه تنها نقش مثبتی نخواهد داشت بلکه ناخوداگاه جمع نخبگانی هم در بهترین حالت اگر هضم در اختلافات نشود خود به یک قطب خنثی و بی اثر تبدیل می شود.

 

ترویج گفتمان های وحدت آفرین وظیفه همه اهالی شهرستان

به نظر می رسد رسالت مهم و کلیدی همه ما ،که متعلق به یک منطقه هستیم و حتی مناسبات ما با شهرستانهای اقمار خود،  همانا ایجاد وحدت و همدلی بر مبنای منافع مشترک همه که علاقه به وطن می باشد.

هر جمع و یا فردی که گفتمان وحدت و همدلی و یکپارچگی را تبلیغ می کند خود به خود بزرگترین خدمت به شهرستان ارسنجان را انجام داده است.و اگر خلاف آن عمل شود و یا به بهانه پیشرفت و توسعه این امر مهم را که زیر ساخت هر تکاملی در شهرستان می باشد را فراموش کند خود به خود به عقب گرد شهرستان کمک کرده است. همین چیزی که متاسفانه در حال حاضر مقداری حال شهرستانمان را بد کرده است.

 

اینها و همه اینها نکات استفهام برانگیزی است که ذهن  اینجانب که متعلق به این منطقه می باشم را در میان دود و دم های تهران به خود مشغول کرده و هر ساعت هوای وطن عزیزم را می کنم و امید دارم که روزی وحدت و همدلی را در همه اقشار مختلف مردم دیارم شاهد باشم و حال دیارمان خوب شود خوبتر از همیشه.

و آخر دعوانا أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِين

 

نویسنده: علیرضا مقصودی

 

 

پی نوشت:

  1. Patriotism

 

  1. میزان الحکمه، (برگرفته از: بحارالانوار، ج 78، ص 45؛ تحف العقول، ص 147)
  2. میزان الحکمه، ج 10، برگرفته از: بحارالانوار، ج 74، ص 264.
  3. Nationalism








ناشناس
۱۳۹۵/۵/۳۱ ۱۱:۴۵

خدا با مقصودی هست

پاسخ به این نظر
نام:                       

پست الکترونیک:  
نظر شما:  
پارادوکسی به نام (علاقه به ارسنجان)