چهارشنبه ۲۹ شهريور ۱۳۹۶,Sep 20 2017
عضویت در خبرنامه

در حاشیه ی برگزاری جشن عشایری ارسنجان:

عشایر ارسنجان از میرشکارمراد و امام خمینی گفتند

۲۰ بهمن ۱۳۹۲ - ۲۳:۴۵:۱۹ کد مطلب: 337

در حاشیه ی این جشن، گفتگوی ساده ای را با 3 نفر از قدیمی های عشایر ترتیب دادیم، سخنانی کوتاه و به زبان محلی از کم سوادهایی که خیلی می فهمند! آنچه در این جا می بینید، برگردان گفتگوی انان با ارسن نيوز است: «بی عوض دانی چه باشد در جهان؟ آقای خبرنگار! / عمر باشد! قدر عمرت را بدان!»

   به مناسبت دهه فجر انقلاب اسلامی، از طرف کمیته روستایی و عشایری ستاد دهه فجر، جشن عشایر ارسنجان در روستای کناره برگزار شد.

 

   در این مراسم که با حضور سرپرست فرمانداری، بخشدار مرکزی، مسوولین ادارات و نهادها و مردم مناطق عشایری ارسنجان ترتیب یافته بود، برنامه های متنوعی اجرا و نمایشگاهی از صنایع دستی و نحوه ی زندگی عشایر ارسنجان بر پا شد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

در حاشیه ی این جشن، گفتگوی ساده ای را با 3 نفر از قدیمی های عشایر ترتیب دادیم، سخنانی کوتاه و به زبان محلی از کم سوادهایی که خیلی می فهمند! آنچه در این جا می بینید، برگردان گفتگوی انان با ارسن نيوز است:

 

مهناز ابراهیمی  70 ساله

 

شما قبل از انقلاب را به یاد دارید؟ آیا در همین منطقه زندگی می کردید؟

بله – قبل از انقلاب هم در همین منطقه زندگی میکردیم.

 

وضعیت شما در آن دوران چگونه بود؟

آن زمان هیچ چیز نداشتیم. رژیم طاغوت از عشایر یادی نمی کرد. ولی الآن از دولتیِ  سر خدا و امام زمان(عج) و اسلام و امام خمینی و خون شهیدان، همه چیز فراهم شده و امکانات خوبی داریم.

 

نظر شما درباره مردمی که بچه هایشان را تقدیم انقلاب کرده اند چیست؟

ما شرمنده و زیر دین آن ها هستیم. مادر و پدر شهدا رنج کشیدند، بچه بزرگ کردند و به جبهه فرستادند تا برای بقیه خوب شود! ما مدیون آن ها هستیم.

 

آیا از حکومت اسلامی راضی هستید؟

بله. چرا نباشیم؟ بعد از انقلاب به عشایر توجه زیادی شده است.

 

 

 

انور احمدی 49 ساله

 

 

شما قبل از انقلاب را به یاد دارید؟

بله- اتفاقاً همان اوایل که تازه "مرگ بر شاه" شروع شده بود و کتاب های قاچاق (ممنوع) زیاد شده بود ازدواج کردم. 15 ساله بودم.

 

قبل از انقلاب در همین منطقه زندگی می کردید؟ چه وضعی داشتید؟

آن موقع نه آب داشتیم و نه برق، نه جاده. ولی بعد از انقلاب کم کم این امکانات برای عشایر منطقه فراهم شد.

 

در حال حاضر چه مشکلاتی دارید؟

الآن گرانی خیلی اذیت مان می کند. این گرانی برای عشایر سختی آور است.

 

حسین علی احمدی 82 ساله

 

شما قبل از انقلاب را خوب به یاد دارید؟

کاملاً.

 

منطقه ی شما چه وضعیتی داشت؟

در آن موقع تمام این منطقه بیابان بود. اینجا از قدیم قشلاق ما بود و ییلاق هم به منطقه تنگ شکن می رفتیم. یک چاه نیمه شیرین و یک چاه دیگه هم به نام چراغ سوزان در منطقه بود که مردم با "کوله" از آنها آب می آوردند و آب گوسفندان هم از چشمه گمبان تأمین میشد. حمل و نقل مان هم فقط با گاو و الاغ بود که مشکلاتش حد و حساب نداشت. اما در عین حال مردم با هم مهربان بودند.

 

در حال حاضر چه وضعیتی دارید؟

الحمد لله الآن اول به لطف خدا و بعد به لطف امام خمینی(ره) و جوانهای شهید پارکاب امام عزیزمان، نعمت نسبت به زمان ما فراوان شده

 

مهم ترین مشکل منطقه خود را در حال حاضر چه می دانید؟

مشکلی که دامن گیر مردم شده و کمی از لذت فراوانی نعمت کم کرده، سخت شدن ازدواج جوان هاست و دختر و پسرها به راحتی نمی تواندد خانه و زندگی فراهم کنند.

 

آیا خاطره ای هم از قبل از انقلاب یا جنگ تحمیلی دارید؟

بله، در زمان طاغوت، خودمان باید امنیت مان را فراهم می کردیم. حدوداً سال 1324 یا 1323 بود که آن موقع ما در سنکر جو می کاشتیم. در آن سال زمانی که از سرحد آمدیم تا جو ها را درو و جمع می کنیم، یک دسته ی 30 -40 نفری با اسب و الاغ و تفنگ قصد غارتمان را داشتند که از آن جا که خدا می خواست در گردنه ی "سنکر" طایفه ی ما به قلعه ای پناه بردند. وقتی غارتگران می خواستند قلعه را بگیرند یک نفر به نام "میر شکار مراد" که مرد جنگی و از همه ما قوی تر بود همه را جمع کرد و با سنگ به ان ها حمله کردیم که بزرگشان به همراه 3-4 نفر دیگر زخمی شدند و با نا امیدی منطقه را ترک کردند.

 

آیا مطلب دیگری هم دارید؟

مطلب قابل استفاده برای شما این که از قدیم می گفتند:

بشنو ای دل که بگویم به تو فاش          ای که در نعمت و نازی، به جهان غرّه مباش

 

یا اینکه:

بی عوض دانی چه باشد در جهان؟ آقای خبر نگار     عمر باشد! قدر عمرت را بدان!

 

این راهم بشنو که:

 

ای که پنجاه رفت و درخوابی؟                             مگر این پنج روزه دریابی

 

گویی به پیرانه سری توبه کنم؟                          چه کنی گر به جوانی به لَحَد درمانی؟

 

هم نشینان تو در کنج لحد خاک شدند                چشم عبرت بگشا خواجه اگر انسانی

 

بر  سر قبر کسی رفتم و گفتم چونی؟                گفت: احوال مپرس چونکه بیایی دانی

 

این نه آن جاست که پرسند ز اصل و نسبت         که تو از نسل گدا یا پسر خاقانی؟

 

رشوه و دینار نگیرند در این جا ز کس                    عمل خیر بخواهند اگر بتوانی

 

 

انتهای پیام/224224









نام:                       

پست الکترونیک:  
نظر شما:  
عشایر ارسنجان از میرشکارمراد و امام خمینی گفتند